robbing

rob·bing/ˈrɑːbɪŋ/
robto take something illegally-bingpresent participle suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): robbedpast participle (مفعولی): robbed-ing (حال): robbing3rd (سوم): robs

فعل — سرقت کردن

سرقت کردندزدی

دزدی اموال از شخص یا مکان به زور یا تهدید

Taking property unlawfully from a person or place by force or threat.

«این گروه به سرقت از بانک‌ها متهم شد.»

The gang was accused of robbing banks.

«او دیشب هنگام دزدی از خانه دستگیر شد.»

He was caught robbing a house last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stealingدزدیدن

رایج. اصطلاح کلی برای برداشتن مال بدون اجازه.

Common. General term for taking property without permission.

burglarizingسرقت مسلحانه

رسمی. سرقت با ورود غیرمجاز، مشابه ولی دقیق‌تر از robbing.

Formal. Break-in theft, similar but more specific than robbing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000