rock bottom

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rock bot·tom/ˌrɑk ˈbɑtəm/
noun (اسم)common

اسم — تهِ خط

تهِ خطپایین‌ترین حد

پایین‌ترین حد ممکن، به‌ویژه در وضعیت زندگی یا قیمت.

The lowest possible level, especially in a person's circumstances or a price.

«پس از از دست دادن کارش، به ته خط رسید.»

After losing his job, he hit rock bottom.

«قیمت‌ها اکنون در پایین‌ترین حد هستند.»

Prices are at rock bottom now.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000