rocky

rock·y/ˈrɒk.i/
rocka naturally solid mineral material-ycharacterized by / full of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): rockiersuperlative (عالی): rockiest

صفت — سنگی

سنگیصخره‌ایپر از سنگ

سنگی یا پوشیده از سنگ‌های بزرگ و سخت.

Covered with or full of rocks.

«مسیر از منطقه‌ای کوهستانی و سنگی عبور می‌کند.»

The trail goes through a rocky mountain area.

«در رفتن روی ساحل سنگی مراقب باش.»

Be careful walking on the rocky shore.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stonyسنگلاخی

رایج و غیررسمی. وقتی به زمین‌های پر از سنگ اشاره می‌شود قابل جایگزینی است، مثل 'مسیر سنگلاخی' و 'مسیر سنگی'. معمولا سنگ‌های کوچک‌تر از 'rocky' را نشان می‌دهد.

Common and informal. Interchangeable when describing terrain with many stones, e.g. 'stony path' vs. 'rocky path'. Often implies smaller stones than 'rocky'.

craggyصخره‌ای و پرتگاه‌دار

رسمی‌تر و توصیفی. مخصوص سطوح بسیار ناهموار و سنگی مثل پرتگاه‌ها و کوه‌ها. کمتر در زمین‌های هموار جایگزین 'rocky' می‌شود.

More formal and descriptive. Used for very rough, rugged rocky surfaces, especially cliffs or mountains. Less interchangeable with 'rocky' for flat areas.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000