roomed

/ruːmd/
roomspace for living or staying-edpast tense marker
verb (فعل)commonpast (گذشته): roomedpast participle (مفعولی): roomed-ing (حال): rooming3rd (سوم): rooms

فعل — اقامت داشتن

اقامت داشتناتاق گرفتن

به طور موقت در یک اتاق یا چند اتاق اقامت یا زندگی کردن.

Stayed or lived temporarily in a room or rooms.

«او در دانشگاه با سه دانشجوی دیگر هم‌اتاقی بود.»

He roomed with three other students in college.

«آن‌ها در طول تعطیلات در هتل اقامت داشتند.»

They roomed at a hotel during their vacation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lodgedاقامت داشتن

رسمی. به موقت اقامت داشتن اشاره دارد، معمولاً در ملک دیگران؛ مشابه roomed اما رسمی‌تر.

Formal. Means to stay temporarily, often in someone else's property; similar to roomed but more formal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000