adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): rootlesssuperlative (عالی): rootless
صفت — بیریشه
بیریشهبیثبات
بیثبات و بدون خانه یا ارتباطات یا ریشه مشخص
having no fixed home, connections, or origins
«بسیاری از مهاجران در کشور جدید احساس بیریشه بودن میکنند.»
“Many immigrants feel rootless in a new country.”
«گیاهان بیریشه به درستی رشد نمیکنند.»
“Rootless plants fail to grow properly.”
تفاوت با واژههای مشابه
unsettled— بیثبات
رایج. برای کسی یا چیزی که جای ثابتی ندارد؛ مشابه rootless ولی کلیتر است.
Common. Describes someone or something without a fixed home or state; similar in meaning but more general.