rootless

root·less/ˈruːtləs/
rootorigin or base-lesswithout
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): rootlesssuperlative (عالی): rootless

صفت — بی‌ریشه

بی‌ریشهبی‌ثبات

بی‌ثبات و بدون خانه یا ارتباطات یا ریشه مشخص

having no fixed home, connections, or origins

«بسیاری از مهاجران در کشور جدید احساس بی‌ریشه بودن می‌کنند.»

Many immigrants feel rootless in a new country.

«گیاهان بی‌ریشه به درستی رشد نمی‌کنند.»

Rootless plants fail to grow properly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unsettledبی‌ثبات

رایج. برای کسی یا چیزی که جای ثابتی ندارد؛ مشابه rootless ولی کلی‌تر است.

Common. Describes someone or something without a fixed home or state; similar in meaning but more general.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000