roped

/roʊpt/
ropea strong thick string-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): ropedpast participle (مفعولی): roped-ing (حال): roping3rd (سوم): ropes

فعل — بست با طناب

بست با طنابمهار کرد

بستن یا مهار کردن با طناب.

Tied or bound with a rope.

«آنها قایق را به اسکله بستند.»

They roped the boat to the dock.

«کوهنورد برای ایمنی مهار طناب شد.»

The climber was roped for safety.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tiedبست

رایج. اصطلاح کلی برای بستن، ولی rope به طناب اشاره دارد.

Common. General term for fastening but rope implies a rope specifically.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000