roughhouse

rough·house/ˈrʌfˌhaʊs/
verb (فعل)informalpast (گذشته): roughhousedpast participle (مفعولی): roughhoused-ing (حال): roughhousing3rd (سوم): roughhouses

فعل — شلوغ بازی کردن

شلوغ بازی کردنقلدری کردن

به صورت پرسروصدا و خشن بازی کردن یا دعوا کردن معمولاً به شکل بازیگوشانه.

To play or fight in a noisy or rough way, usually playfully.

«بچه‌ها تمام بعدازظهر در اتاق نشیمن شلوغ بازی کردند.»

The kids roughhoused in the living room all afternoon.

«آن‌ها شلوغ بازی کردند اما به هم آسیب نزدند.»

They roughhoused but didn’t hurt each other.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rompشلوغ بازی

غیررسمی. به فعالیت بازیگوشانه و خشن اشاره دارد که شبیه roughhouse است.

Informal. Refers to playful rough activity, similar to roughhousing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000