rubs

/rʌbz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): rubbedpast participle (مفعولی): rubbed-ing (حال): rubbing3rd (سوم): rubs

فعل — مالش می‌دهد

مالش می‌دهدمی‌ساید

شخص سوم مفرد فعل rub؛ فشار دادن و مالیدن چیزی روی سطح به صورت مکرر.

Third person singular of rub; to press and move something over a surface repeatedly.

«او دست‌هایش را برای گرم شدن می‌مالد.»

He rubs his hands to keep warm.

«گربه به پای من می‌مالد.»

The cat rubs against my leg.

تفاوت با واژه‌های مشابه
frictionاصطکاک

فنی. به مقاومت ناشی از مالیدن سطوح اشاره دارد.

Technical. Refers to resistance caused by rubbing surfaces.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000