rubicon

ru·bi·con/ˈruːbɪkɒn/
noun (اسم)formal

اسم — خط قرمز

خط قرمزنقطه بی‌بازگشت

نقطه‌ای که بازگشت ممکن نیست؛ قدمی قاطع و غیرقابل بازگشت.

A point of no return; a decisive or irreversible step.

«با ترک شغلش، نقطه بی‌بازگشت را رد کرده بود.»

By quitting his job, he had crossed the Rubicon.

«این تصمیم خط قرمزی است که نمی‌توانیم آن را بازگردانیم.»

This decision is the Rubicon we cannot undo.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000