در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سنگ قیمتی قرمز رنگ
A precious red gemstone
«او گردنبندی با یاقوت بزرگ به گردن داشت.»
“She wore a necklace with a large ruby.”
«یاقوت به خاطر رنگ قرمز عمیقش شناخته شده است.»
“The ruby is known for its deep red color.”