rumbling

rum·bling/ˈrʌm.blɪŋ/
rumbleto make a continuous deep sound-ingpresent participle / gerund
1noun (اسم)common

اسم — غرش

غرشصدای غژغژ

صدای پیاپی عمیق و سنگین.

A continuous deep, heavy sound.

«غرش رعد و برق بچه‌ها را ترساند.»

The rumbling of thunder scared the children.

«صدای غژغژ را از دور شنیدیم.»

We heard a rumbling in the distance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
growlingغرغر کردن

غیررسمی. اغلب با rumbling هم‌پوشانی دارد، ولی بیشتر صدای حیوانات است.

Informal. Often overlapping with rumbling, but growling is usually from animals.

2adjective (صفت)common

صفت — غرش‌کننده

غرش‌کنندهگوâش

که صدایی پیوسته و عمیق ایجاد می‌کند.

Making a continuous deep sound.

«قبل از طوفان ابرهای غرش‌کننده شنیدیم.»

We heard rumbling clouds before the storm.

«صدای غرش‌کننده موتور نشانه‌ای از مشکل بود.»

The rumbling engine indicated a problem.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000