rummiest

rum·mi·est/ˈrʌmiɪst/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): rummiersuperlative (عالی): rummiest

صفت — عجیب‌ترین

عجیب‌ترینغریب‌ترین

بیشترین حالت عجیب، غریب یا غیرعادی.

Most strange, odd, or unusual.

«آن عجیب‌ترین چیزی بود که دیده‌ام.»

That was the rummiest thing I've seen.

«او غریب‌ترین داستان را تعریف کرد.»

She told the rummiest story.

تفاوت با واژه‌های مشابه
oddestعجیب‌ترین

رایج. به معنی بسیار غیر معمول یا غیرمنتظره.

Common. Means most unusual or unexpected.

strangestغریب‌ترین

رایج. بر خاص بودن نسبت به معمول تأکید دارد.

Common. Emphasizes peculiarity compared to normal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000