run around
فعل عبارتی — اینطرف و آنطرف دویدن
با عجله به جاهای مختلف رفتن و کارهای گوناگون انجام دادن.
To go to many places in a busy or hurried way.
«تمام روز برای کارهای مختلف اینطرف و آنطرف رفتم.»
“I ran around all day doing errands.”
«او همیشه برای خانوادهاش دنبال کارها میرود.»
“She is always running around for her family.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. وقتی شتاب مهم است، مثل «با عجله بین جلسهها رفتن»، جایگزین میشود، اما همیشه رفتن به چند جا را نمیرساند.
Everyday. It can replace 'run around' when emphasizing haste, as in 'rush between meetings,' but it does not always imply visiting several places.
متضادها
فعل عبارتی — با کسی رفتوآمد داشتن
با کسی معاشرت یا رابطه داشتن، اغلب بدون تعهد جدی.
To spend time with someone socially or romantically, often without commitment.
«او مدتی است با دوستان تازهاش رفتوآمد دارد.»
“He has been running around with new friends.”
«او با یک موسیقیدان رابطه داشت.»
“She was running around with a musician.”