rut

/rʌt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): ruts

اسم — شیار

شیارگودالمسیر فرسوده

شیار یا گودالی عمیق در زمین که به‌دلیل عبور مداوم چرخ یا پا ایجاد شده است.

A deep track or groove in the ground caused by repeated passage of wheels or feet.

«چرخ‌های دوچرخه در گل شیارهای عمیقی گذاشتند.»

The bike wheels left deep ruts in the mud.

«ماشین‌ها در جاده خاکی شیار ایجاد کرده‌اند.»

Cars have made ruts on the dirt road.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grooveشیار

رایج؛ در زمینه فیزیکی قابل تعویض است.

Common. A narrow cut or indentation; interchangeable in physical context.

2noun (اسم)common

اسم — روتین یکنواخت

روتین یکنواختحال و روز کسالت‌آور

روال خسته‌کننده و ثابت که تغییر آن دشوار است.

A dull, fixed routine or situation that is hard to change.

«او می‌خواهد از این یکنواختی شغلی خارج شود.»

He wants to get out of this career rut.

«او از زندگی در روزمرگی خسته شده است.»

She's tired of living in a rut.

تفاوت با واژه‌های مشابه
routineروال

رایج؛ به کارهای تکراری گفته می‌شود، اما کلی‌تر است.

Common. Refers to repeated actions; interchangeable but routine is broader.

stagnationایستایی

رسمی؛ به عدم پیشرفت یا تغییر اشاره دارد، که معمولاً منفی است.

Formal. Refers to lack of progress or change, often negative.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000