در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک نام مردانه، شکل فرانسوی نام سلیمان.
A masculine given name, the French form of Solomon.
«سالومون فردی بسیار مورد احترام در جامعه بود.»
“Salomon was a well-respected figure in the community.”
«هنرمند اثرش را 'سالومون' امضا کرد.»
“The artist signed his work 'Salomon'.”
نام تجاری تجهیزات ورزشی، به ویژه برای اسکی و اسنوبورد.
A brand name of sports equipment, particularly for skiing and snowboarding.
«او برای فصل زمستان اسکیهای جدید سالومون خرید.»
“He bought new Salomon skis for the winter season.”
«سالومون به دلیل تجهیزات ورزشی با کیفیت بالا شناخته شده است.»
“Salomon is known for its high-quality outdoor gear.”