sally

sal·ly/ˈsæli/
1noun (اسم)literaryplural (جمع): sallies

اسم — یورش

یورشحمله ناگهانی

حمله یا یورش ناگهانی از یک مکان محاصره شده؛ هجوم یا حمله ناگهانی.

A sudden charge out of a besieged place; a sudden rush or attack.

«سربازان محاصره شده یک یورش ناامیدانه انجام دادند.»

The besieged soldiers made a desperate sally.

«یورش شوخ‌طبعانه او خنده را به اتاق آورد.»

His witty sally brought laughter to the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sortieیورش

رسمی/نظامی. تقریباً یک مترادف مستقیم، به ویژه به یک مانور نظامی اشاره دارد که در آن نیروها یک موقعیت دفاعی را برای حمله به دشمن ترک می‌کنند. 'قلعه محاصره شده یک یورش ناامیدکننده انجام داد'.

Formal/Military. Almost a direct synonym, specifically referring to a military maneuver where troops leave a defensive position to attack an enemy. 'The besieged fortress made a desperate sortie.'

raidغارت

رایج. یک حمله سریع و ناگهانی، اغلب برای دزدی یا ایجاد خسارت، نه برای شکستن محاصره. 'باند یک غارت جسورانه به بانک انجام داد'.

Common. A swift, sudden attack, often to steal or cause damage, rather than to break a siege. 'The gang carried out a daring raid on the bank.'

متضادها
2verb (فعل)literarypast (گذشته): salliedpast participle (مفعولی): sallied-ing (حال): sallying3rd (سوم): sallies

فعل — یورش بردن

یورش بردنحمله ناگهانی کردن

یورش یا حمله ناگهانی انجام دادن، به ویژه از یک موقعیت دفاعی.

To make a sudden rush or attack, especially from a defensive position.

«نیروها از قلعه یورش بردند.»

The troops sallied forth from the castle.

«او تصمیم گرفت به میان جمعیت یورش ببرد تا دوستش را پیدا کند.»

He decided to sally into the crowd to find his friend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rushهجوم بردن

رایج. کلی‌تر از 'یورش بردن' است و می‌تواند برای هر حرکت سریع استفاده شود، نه لزوماً از موقعیت دفاعی. 'بچه‌ها برای بازی بیرون هجوم بردند'.

Common. More general than 'sally', can be used for any rapid movement, not necessarily from a defensive position. 'The children rushed out to play.'

chargeحمله کردن

رایج. به معنای حرکت سریع و پرخاشگرانه به جلو، اغلب به سمت حریف است. در زمینه‌های نظامی و غیرنظامی استفاده می‌شود. 'شوالیه‌ها به خط دشمن حمله کردند'.

Common. Implies moving forward quickly and aggressively, often towards an opponent. Used in military and non-military contexts. 'The knights charged the enemy line.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000