salmonberry

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sal·mon·ber·ry/ˈsæm.ənˌbɛr.i/
salmona type of fish, here describing colorberrysmall round fruit
noun (اسم)commonplural (جمع): salmonberries

اسم — تمشک سالمون

تمشک سالمون

تمشک خوراکی نارنجی-قرمز بومی سواحل شمال غربی آمریکای شمالی.

An orange-red edible berry native to the northwestern coast of North America.

«در هنگام پیاده‌روی تمشک سالمون چیدیم.»

We picked salmonberries during the hike.

«تمشک‌های سالمون نزدیک لبه‌های جنگل رشد می‌کنند.»

Salmonberries grow near the forest edges.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000