salt

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɔːlt/
1noun (اسم)common

اسم — نمک

نمکنمک طعام

ماده‌ای سفید و بلوری به نام کلرید سدیم که برای طعم‌دار کردن غذا و نگهداری آن استفاده می‌شود.

A white crystalline substance, sodium chloride, used for seasoning food and as a preservative.

«کمی نمک به سوپ اضافه کن.»

Add a pinch of salt to the soup.

«نمک برای سلامتی انسان ضروری است.»

Salt is essential for human health.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seasoningچاشنی / طعم‌دهنده. روزمره. اصطلاحی گسترده‌تر که نمک نوعی از آن است. مثال: 'This dish needs more seasoning' (کاربرد درست)، اما اگر منظور شما فقط نمک است، نمی‌توانید بگویید 'Please pass the seasoning'. (کاربرد نادرست).
2noun (اسم)technicalplural (جمع): salts

اسم — نمک (شیمیایی)

نمک (شیمیایی)ترکیب یونی

در شیمی، هر ترکیب یونی که از واکنش یک اسید و یک باز تشکیل می‌شود.

In chemistry, any ionic compound formed from the reaction of an acid and a base.

«کلرید آمونیوم نوعی نمک است.»

Ammonium chloride is a type of salt.

«این نمک‌ها در فرآیندهای صنعتی استفاده می‌شوند.»

These salts are used in industrial processes.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): saltedpast participle (مفعولی): salted-ing (حال): salting3rd (سوم): salts

فعل — نمک زدن

نمک زدنشور کردن

به غذا یا مواد دیگر نمک اضافه کردن.

To add salt to food or other substances.

«فراموش نکن آب پاستا را نمک بزنی.»

Don't forget to salt the pasta water.

«ماهی را نمک زدند تا نگهداری شود.»

The fish was salted to preserve it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seasonچاشنی زدن / طعم‌دار کردن. روزمره. اصطلاحی گسترده‌تر، می‌تواند جایگزین 'salt' شود اگر منظور اضافه کردن انواع ادویه‌جات از جمله نمک باشد. مثال: 'She seasoned the chicken with herbs and salt' (کاربرد درست)، 'She seasoned the chicken only with salt' (کاربرد درست، اما 'salt' دقیق‌تر است). نمی‌تواند در مورد نگهداری غذا استفاده شود. (کاربرد نادرست).
cureعمل آوردن با نمک / نمک‌سود کردن. رسمی/فنی. به طور خاص برای نگهداری غذا با نمک استفاده می‌شود. مثال: 'The fish was cured with salt' (کاربرد درست). برای چاشنی‌زدن عمومی قابل جایگزینی نیست. (کاربرد نادرست).
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000