saltery

salt·ery/ˈsɔːltəri/
salta substance used for preservation or seasoning-eryplace for
1noun (اسم)commonplural (جمع): salteries

اسم — نمک‌سودخانه

نمک‌سودخانهنمک‌پزی

مکانی یا تأسیساتی که در آن ماهی یا گوشت برای نگهداری نمک‌سود می‌شود.

A place or establishment where fish or meat is salted for preservation.

«نمک‌سودخانه قدیمی ماهی کاد را برای صادرات فرآوری می‌کرد.»

The old saltery processed cod for export.

«شهرهای ساحلی اغلب یک نمک‌سودخانه در نزدیکی اسکله‌ها داشتند.»

Coastal towns often had a saltery near the docks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smokehouseدودخانه

رایج. ساختمانی که در آن گوشت یا ماهی با دودی کردن فرآوری می‌شود، که اغلب شامل مرحله نمک‌سود کردن است. 'They hung the hams in the smokehouse.'

Common. A building where meat or fish is cured by smoking, which often includes a salting step. 'They hung the hams in the smokehouse.'

2noun (اسم)datedplural (جمع): salteries

اسم — موجودی نمک‌سود

موجودی نمک‌سودانبار ماهی نمک‌سود

ذخیره یا موجودی از کالاهای نمک‌سود شده، به ویژه ماهی.

A supply or stock of salted goods, especially fish.

«کشتی برای سفر طولانی مقدار زیادی ماهی نمک‌سود با خود حمل می‌کرد.»

The ship carried a large saltery for the long voyage.

«روستا برای امرار معاش به موجودی سالانه ماهی نمک‌سود خود وابسته بود.»

The village relied on its annual saltery for sustenance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000