saltine

salt·ine/ˈsɔːltiːn/
saltsalt-inerelated to
noun (اسم)commonplural (جمع): saltines

اسم — بیسکویت ترد نمکی

بیسکویت ترد نمکی

بیسکویت نازک، ترد و دارای نمک.

A thin, crisp salted cracker.

«او با سوپ یک بیسکویت ترد خورد.»

She ate a saltine with soup.

«بیسکویت‌های ترد برای حالت تهوع مفیدند.»

Saltines are good snacks for nausea.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crackerبیسکویت

رایج. واژه کلی برای نان‌های نازک پخته شده، در اشاره به بیسکویت‌های مشابه قابل‌جایگزینی.

Common. General word for thin baked bread, interchangeable when referring to similar biscuits.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000