salvage

sal·vage/ˈsælvɪdʒ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): salvagedpast participle (مفعولی): salvaged-ing (حال): salvaging3rd (سوم): salvages

فعل — نجات دادن

نجات دادنبازیابی کردن

نجات دادن یا حفظ کردن چیزی ارزشمند از خسارت یا نابودی.

To rescue or save something valuable from loss or destruction.

«آن‌ها تلاش کردند کشتی غرق شده را نجات دهند.»

They tried to salvage the sunken ship.

«می‌توانیم چند قطعه از ماشین قدیمی بازیابی کنیم.»

We can salvage some parts from the old car.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rescueنجات دادن

رایج. نجات دادن چیزی یا کسی از خطر یا خسارت.

Common. To save something or someone from danger or loss.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000