sanatory

san·a·to·ry/ˈsæn.ə.tɔːr.i/
san-health-atorypertaining to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more sanatorysuperlative (عالی): most sanatory

صفت — سلامت‌بخش

سلامت‌بخشدرمانی

مرتبط با بهبودی و درمان، به‌ویژه با استراحت یا روش‌های درمانی.

Relating to health or healing, especially by treatment or rest.

«خواص درمانی هوای تازه به خوبی شناخته شده‌اند.»

The sanatory effects of fresh air are well known.

«او محیطی سلامت‌بخش برای بهبود خود انتخاب کرد.»

He chose a sanatory environment for his recovery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
therapeuticدرمانی

رسمی و اغلب قابل تعویض هنگام اشاره به خواص درمانی.

Formal. Often interchangeable when describing healing properties.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000