sandbox

sand·box/ˈsændbɒks/
sandgranular mineral particlesboxcontainer
1noun (اسم)commonplural (جمع): sandboxes

اسم — جعبه شن بازی

جعبه شن بازیفضای بازی شنی

جعبه‌ای کم‌عمق پر از شن برای بازی کودکان.

A shallow box filled with sand for children to play in.

«کودکان در جعبه شن، قلعه ساختند.»

The children built castles in the sandbox.

«او ساعت‌ها در جعبه شن بازی کرد.»

She spent hours playing in the sandbox.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): sandboxes

اسم — محیط آزمایشی

محیط آزمایشیمحیط شبیه‌سازی

محیط مجازی برای آزمایش امن نرم‌افزارها.

A virtual environment for testing software safely.

«توسعه‌دهندگان برای آزمایش برنامه‌های جدید از محیط آزمایشی استفاده می‌کنند.»

Developers use a sandbox to test new apps.

«برنامه امنیتی فایل‌های مشکوک را در محیط شبیه‌سازی اجرا می‌کند.»

The security program runs suspicious files in a sandbox.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000