sauced

/sɔːst/
adjective (صفت)informal

صفت — مست

مستسرخوش

اصطلاح غیررسمی برای حالتی که مست یا دچار سرخوشی شده‌اید.

Informal term for being drunk or intoxicated.

«او شب گذشته در مهمانی حسابی مست بود.»

He was pretty sauced at the party last night.

«اگر مست هستی رانندگی نکن.»

Don't drive if you're sauced.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drunkمست

مرسوم. در متون رسمی 'intoxicated' ترجیح دارد، اما sauced و drunk غیررسمی نزدیک به هم‌اند.

Common. Formal contexts prefer 'intoxicated', but informal 'drunk' and 'sauced' are close.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000