در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بدون سس یا چاشنی.
Without sauce.
«مرغ بدون سس و خشک بود.»
“The chicken was sauceless and dry.”
«او یک همبرگر بدون سس درخواست کرد.»
“He asked for a sauceless burger.”
رایج. به طور خاص برای سالادهایی استفاده میشود که چاشنی ندارند. میتواند در بافت سالاد جایگزین «سوسلس» شود، اما «سوسلس» کلیتر برای هر غذایی است. «من سالادم را بدون سس ترجیح میدهم» درست است، «پاستای من بدون سس بود» اشتباه است.
Common. Used specifically for salads that haven't had dressing added. It can replace 'sauceless' in the context of salads, but 'sauceless' is more general for any food. 'I prefer my salad undressed' works, 'My pasta was undressed' is incorrect.
فاقد شور و نشاط، روحیه یا سرزندگی.
Lacking vigor, spirit, or liveliness.
«اجرا کاملاً بیروح بود.»
“The performance was utterly sauceless.”
«سبک نوشتاری او نسبتاً بیروح بود.»
“Her writing style was rather sauceless.”
رایج. چیزی را توصیف میکند که فاقد علاقه یا هیجان است. اغلب میتواند در این معنای انتزاعی جایگزین «سوسلس» شود، اما «سوسلس» دلالت کمی خاصتر بر فقدان «چاشنی» یا طراوت دارد. «مهمانی کسلکننده بود» درست است، «مهمانی بیروح بود» به معنای فقدان شور و نشاط است.
Common. Describes something lacking interest or excitement. It can often replace 'sauceless' in this abstract sense, but 'sauceless' has a slightly more specific connotation of lacking 'spice' or zest. 'The party was dull' works, 'The party was sauceless' implies it lacked sparkle.