scab

/skæb/
1noun (اسم)commonplural (جمع): scabs

اسم — دلمه زخم

دلمه زخمپوسته زخم

پوسته خشک و خشنی که روی یک بریدگی یا زخم در حین بهبود تشکیل می‌شود.

A dry, rough protective crust that forms over a cut or wound during healing.

«دلمه زخم را نکن، وگرنه درست بهبود نمی‌یابد.»

Don't pick at the scab, or it won't heal properly.

«دلمه زخم در نهایت افتاد و پوست جدید زیر آن نمایان شد.»

The scab eventually fell off, revealing new skin beneath.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crustپوسته

روزمره. اصطلاح کلی‌تر برای لایه بیرونی سخت. 'scab' به طور خاص به زخم در حال بهبود اشاره دارد. همیشه قابل تعویض نیست.

Everyday. More general term for a hard outer layer. 'Scab' specifically refers to a healing wound. Not always interchangeable.

2noun (اسم)informalplural (جمع): scabs

اسم — اعتصاب‌شکن

اعتصاب‌شکنخیانتکار (در محیط کار)

کسی که در حین اعتصاب دیگران کار می‌کند؛ اعتصاب‌شکن.

A person who works while others are on strike; a strikebreaker.

«اعضای اتحادیه سر اعتصاب‌شکنانی که وارد کارخانه می‌شدند، فریاد زدند.»

The union members shouted at the scabs entering the factory.

«هیچ‌کس نمی‌خواهد توسط همکارانش اعتصاب‌شکن خوانده شود.»

No one wants to be called a scab by their colleagues.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strikebreakerاعتصاب‌شکن

رسمی. اصطلاحی خنثی‌تر و رسمی‌تر برای کسی که در طول اعتصاب از خط اعتصاب عبور می‌کند. 'scab' اغلب توهین‌آمیز است و بار معنایی منفی قوی دارد.

Formal. A more neutral and formal term for someone who crosses a picket line during a strike. 'Scab' is often derogatory and carries strong negative connotations.

متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): scabbedpast participle (مفعولی): scabbed-ing (حال): scabbing3rd (سوم): scabs

فعل — دلمه بستن

دلمه بستنپوسته بستن

دلمه بستن؛ با دلمه بهبود یافتن.

To form a scab; to heal with a scab.

«زخم بعد از چند روز شروع به دلمه بستن کرد.»

The wound began to scab over after a few days.

«زانوانش بعد از زمین خوردن به سرعت دلمه بستند.»

Her knees scabbed quickly after the fall.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000