scharf

/ʃɑːrf/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): sharpersuperlative (عالی): sharpest

صفت — تیز

تیزبرنده

تیز یا برنده، اغلب در متن‌های آلمانی یا وام‌واژه‌ها.

Sharp or keen, often used in German contexts or loanwords.

«چاقو بسیار تیز بود و به آسانی برید.»

The knife was very scharf and cut effortlessly.

«او عینک‌های تیز و برجسته‌ای داشت که توجه جلب می‌کرد.»

He wore scharf glasses that caught attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sharpتیز

معادل رایج انگلیسی برای scharf.

Common English equivalent for 'scharf'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000