در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی را با قیچی بریدن.
To cut something with scissors.
«او پارچه را به مربعهای کوچک قیچی خواهد کرد.»
“She will scissor the fabric into small squares.”
«مراقب باش انگشتانت را قیچی نکنی.»
“Be careful not to scissor your fingers.”
بسیار رایج. 'Cut' یک اصطلاح کلی برای تقسیم یا باز کردن چیزی با یک ابزار تیز است. 'Scissor' به طور خاص به استفاده از قیچی اشاره دارد. 'کاغذ را بریدن' قابل تعویض است، اما 'قیچی کردن کاغذ' بر ابزار تأکید میکند.
Very common. 'Cut' is a general term for dividing or opening with a sharp implement. 'Scissor' specifically refers to using scissors. 'Cut the paper' is interchangeable, but 'scissor the paper' emphasizes the tool.
رایج. 'Trim' به معنای بریدن چیزی برای مرتب کردن یا کمی کوچکتر کردن آن است، اغلب با قیچی. 'کوتاه کردن موی خود' بسیار رایج است و 'قیچی کردن موی خود' نیز میتواند کاربرد داشته باشد، اما 'trim' عمل مرتب کردن آگاهانهتری را نشان میدهد.
Common. 'Trim' implies cutting to make something neat or to reduce its size slightly, often with scissors. 'Trim your hair' is very common, and 'scissor your hair' could also work, but 'trim' suggests a more deliberate, tidying action.