scouts

/skaʊts/
1noun (اسم)commonplural (جمع): scouts

اسم — پیشاهنگان

پیشاهنگان

افرادی، به ویژه کودکان و نوجوانان، که عضو یک سازمان جهانی با هدف توسعه شخصیت، شهروندی و آمادگی جسمانی هستند.

People, especially children or young adults, belonging to a worldwide organization that aims to develop character, citizenship, and personal fitness.

«پیشاهنگان به اردو در جنگل رفتند.»

The scouts went camping in the forest.

«او به عنوان یک پیشاهنگ نشان‌های زیادی کسب کرد.»

She earned many badges as a scout.

تفاوت با واژه‌های مشابه
explorersکاوشگران

رایج. اگرچه پیشاهنگان کاوش می‌کنند، اما 'کاوشگران' معمولاً به کسانی اطلاق می‌شود که برای کشف به مکان‌های ناشناخته سفر می‌کنند، نه لزوماً بخشی از سازمان پیشاهنگی. 'کاوشگران مشهور سرزمین‌های جدید را کشف کردند،' نه 'پیشاهنگان مشهور سرزمین‌های جدید را کشف کردند.'

Common. While scouts explore, 'explorers' typically refers to those who travel to unknown places for discovery, not necessarily part of the scouting organization. 'Famous explorers discovered new lands,' not 'famous scouts discovered new lands.'

2noun (اسم)commonplural (جمع): scouts

اسم — دیده‌بان‌ها

دیده‌بان‌هاجاسوسانپیش‌قراولان

افرادی که برای کسب اطلاعات، اغلب در مورد موقعیت یا توانایی‌های دشمن، یا برای جستجوی چیزی فرستاده می‌شوند.

Individuals sent out to obtain information, often about an enemy's position or capabilities, or to search for something.

«ژنرال دیده‌بان‌هایی را برای ارزیابی قدرت دشمن فرستاد.»

The general sent out scouts to assess the enemy's strength.

«استعدادیاب املاک ما خانه ایده‌آل را برایمان پیدا کرد.»

Our real estate scout found us the perfect house.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reconnaissanceشناسایی

فنی/نظامی. به عمل شناسایی یا بررسی برای مقاصد نظامی اشاره دارد، نه به افرادی که این کار را انجام می‌دهند. 'ماموریت شناسایی اطلاعات جمع‌آوری کرد،' نه 'شناسایی‌ها وارد قلمرو دشمن شدند.'

Technical/Military. Refers to the act of scouting or surveying for military purposes, not the people doing it. 'The reconnaissance mission gathered intelligence,' not 'the reconnaissances went into enemy territory.'

spiesجاسوسان

رایج. 'جاسوسان' به فعالیت‌های پنهانی و اغلب غیرقانونی برای جمع‌آوری اطلاعات محرمانه اشاره دارد، در حالی که 'scouts' می‌تواند بازتر و در مورد مشاهدات عمومی باشد (مثلاً یک استعدادیاب بیسبال). 'جاسوسان به پایگاه دشمن نفوذ کردند،' در حالی که 'پیشاهنگان مرز را گشت زدند.'

Common. 'Spies' implies clandestine and often illegal activities to gather secret information, while 'scouts' can be more open and about general observation (e.g., a baseball scout). 'Spies infiltrated the enemy base,' whereas 'scouts patrolled the border.'

3verb (فعل)commonpast (گذشته): scoutedpast participle (مفعولی): scouted-ing (حال): scouting3rd (سوم): scouts

فعل — دیده‌بانی کردن

دیده‌بانی کردنکشف کردنجستجو کردن

برای کسب اطلاعات در مورد یک منطقه، به ویژه برای اهداف نظامی، یا برای جستجوی کسی یا چیزی، منطقه‌ای را کاوش کردن.

To explore an area in order to obtain information about it, especially for military purposes, or to search for someone or something.

«آنها منطقه را برای یافتن مکان‌های مناسب کمپ بررسی خواهند کرد.»

They will scout the area for potential campsites.

«تیم برای فصل آینده استعدادهای جدیدی را کشف کرد.»

The team scouted new talent for the upcoming season.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exploreکاوش کردن

رایج. 'کاوش کردن' یک اصطلاح گسترده‌تر برای سفر در یک منطقه ناشناخته برای یادگیری در مورد آن است، نه لزوماً با هدف نظامی یا جستجوی خاص. 'ما ساعت‌ها جنگل را کاوش کردیم' درست است، اما 'ما ساعت‌ها جنگل را برای قارچ جستجو کردیم' خاص‌تر است.

Common. 'Explore' is a broader term for traveling through an unfamiliar area to learn about it, not necessarily with a specific military or search objective. 'We explored the forest for hours' works, but 'we scouted the forest for hours for mushrooms' is more specific.

reconnoiterشناسایی کردن

رسمی/نظامی. به طور دقیق به انجام مشاهده نظامی یک منطقه برای یافتن دشمن یا تعیین ویژگی‌های استراتژیک اشاره دارد. 'Scout' می‌تواند به صورت گسترده‌تری استفاده شود. 'گشت خطوط دشمن را شناسایی کرد' رسمی‌تر از 'گشت خطوط دشمن را دیده‌بانی کرد' است.

Formal/Military. Strictly refers to making a military observation of a region to locate an enemy or ascertain strategic features. 'Scout' can be used more broadly. 'The patrol reconnoitered the enemy lines' is more formal than 'the patrol scouted the enemy lines.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000