see one's way clear to
/si wʌnz weɪ klɪr tə/
phrase (عبارت)formal
عبارت — راه انجام کاری را باز دیدن
راه انجام کاری را باز دیدنخود را قادر دیدن
با درنظرگرفتن شرایط، خود را قادر یا مایل به انجام کاری دیدن.
To feel able or willing to do something after considering the circumstances.
«نمیتوانیم خود را قادر به قرض دادن پول بیشتری بدانیم.»
“We cannot see our way clear to lending more money.”
«او شرایط را برای پذیرفتن پیشنهاد مناسب دید.»
“She saw her way clear to accepting the offer.”