selfish

self·ish/ˈsɛlfɪʃ/
selfone's own person-ishhaving the quality of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): selfishersuperlative (عالی): selfishest

صفت — خودخواه

خودخواهمنفعت‌طلب

فقط به خود فکر کردن و به دیگران توجه نداشتن.

Caring only about oneself and not about others.

«فقط به خود فکر کردن خودخواهی است.»

It is selfish to only think about yourself.

«او خیلی خودخواه بود که اسباب‌بازی‌هایش را به دیگران بدهد.»

She was too selfish to share her toys.

تفاوت با واژه‌های مشابه
egocentricخودمحور

خنثی تا کمی منفی. به تمرکز بر خود اشاره دارد اما کمی ملایم‌تر از selfish است؛ در مباحث روان‌شناسی استفاده می‌شود.

Neutral to slightly negative. Focuses on oneself but may be less harsh than selfish; used in psychological contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000