در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تا حدی به طور خودکار عملکننده، معمولاً نیازمند دخالت دستی نیز هست.
Operating partially automatically, usually requiring some manual intervention.
«آنها یک ماشین لباسشویی نیمهخودکار خریدند.»
“They bought a semiautomatic washing machine.”
«این سلاح نیمهخودکار است و با هر فشار ماشه یک گلوله شلیک میکند.»
“The weapon is semiautomatic, firing one shot per trigger pull.”