semiautomatic

semi·au·to·mat·ic/ˌsɛmiˌɔːtəˈmætɪk/
semi-partly, halfautomaticworking by itself
adjective (صفت)technical

صفت — نیمه‌خودکار

نیمه‌خودکار

تا حدی به طور خودکار عمل‌کننده، معمولاً نیازمند دخالت دستی نیز هست.

Operating partially automatically, usually requiring some manual intervention.

«آن‌ها یک ماشین لباسشویی نیمه‌خودکار خریدند.»

They bought a semiautomatic washing machine.

«این سلاح نیمه‌خودکار است و با هر فشار ماشه یک گلوله شلیک می‌کند.»

The weapon is semiautomatic, firing one shot per trigger pull.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000