semi

se·mi/ˈsɛmi/
semi-half or partial
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more semisuperlative (عالی): most semi

صفت — نیمه

نیمهنسبینصفه و نیمه

نیمه یا تا حدی؛ کاملاً کامل یا تمام نیست

partly or halfway; not completely whole or full

«آن‌ها در خانه‌ای نیمه‌متصل زندگی می‌کنند.»

They live in a semi-detached house.

«او یک نوازنده نیمه‌حرفه‌ای است.»

He is a semi-professional musician.

تفاوت با واژه‌های مشابه
partialجزئی

رسمی/متداول. وقتی به معنای کامل نبودن باشد جایگزین semi می‌شود مثل partial success. برای پیشوند بودن قابل جایگزینی نیست.

Formal/common. Can replace 'semi' when meaning 'not complete', e.g., 'partial success'. Does not work for standalone prefix use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000