در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به یا نشاندهنده خانوادهای از زبانها شامل عبری، عربی و آرامی، و برخی زبانهای باستانی مانند فنیقی و اکدی.
Relating to or denoting a family of languages that includes Hebrew, Arabic, and Aramaic, and certain ancient languages such as Phoenician and Akkadian.
«عربی یک زبان سامی است که میلیونها نفر به آن صحبت میکنند.»
“Arabic is a Semitic language spoken by millions.”
«محققان متون باستانی سامی را مطالعه میکنند.»
“Scholars study ancient Semitic texts.”
مربوط به یا نشاندهنده اقوامی که به یکی از زبانهای سامی صحبت میکنند یا میکردند.
Relating to or denoting the peoples who speak or spoke a Semitic language.
«تاریخ اقوام سامی غنی و پیچیده است.»
“The history of Semitic peoples is rich and complex.”
«بسیاری از تمدنهای باستانی از ریشه سامی بودند.»
“Many ancient civilizations were of Semitic origin.”