sequenced
فعل — ترتیب داده شده
به ترتیبی خاص مرتب شده.
Arranged in a particular order.
«ژنها برای شناسایی جهشها دنبالهبندی شدند.»
“The genes were sequenced to identify mutations.”
«فصلها با دقت دنبالهبندی شدهاند تا دانش به تدریج افزایش یابد.»
“The chapters are carefully sequenced to build knowledge gradually.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به شکلی منظم، مرتب یا منطقی چیده شده. کلیتر از 'دنبالهبندی شده' است، که به طور خاص به معنای ترتیب گام به گام است. 'به ترتیب الفبا مرتب شده' درست است، 'به ترتیب زمانی دنبالهبندی شده' درست است. 'هرج و مرج مرتب' ممکن است، اما 'هرج و مرج دنبالهبندی شده' نه.
Common. Arranged in a neat, tidy, or logical way. More general than 'sequenced', which specifically implies a sequential, step-by-step order. 'Ordered alphabetically' works, 'sequenced chronologically' works. 'Ordered chaos' is possible, but not 'sequenced chaos'.
رایج. به شکلی خاص قرار داده یا سازماندهی شده. مشابه 'مرتب شده' است، اما میتواند به معنای چیدمان زیباییشناختی یا کاربردی باشد و نه فقط توالی منطقی. 'گلهای چیده شده در گلدان' درست است. 'آهنگهای چیده شده در آلبوم' درست است. 'DNA مرتب شده' یعنی 'دنبالهبندی شده'.
Common. Placed or organized in a particular way. Similar to 'ordered', but can also imply aesthetic or functional placement rather than just logical sequence. 'Flowers arranged in a vase' works. 'Songs arranged on an album' works. 'DNA arranged' is 'sequenced'.