set the wheels in motion

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

set the wheels in mo·tion/sɛt ðə wilz ɪn ˈmoʊʃən/
phrase (عبارت)common

عبارت — روندی را به راه انداختن

روندی را به راه انداختنآغازگر فرایند شدن

فرایندی را آغاز کردن که بعد از آن به حرکت و پیشرفت ادامه می‌دهد.

To start a process that will continue developing.

«آن تصمیم فرایند را به حرکت انداخت.»

That decision set the wheels in motion.

«رأی‌گیری روند تغییر را آغاز کرد.»

The vote set the wheels in motion for change.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000