set out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɛt aʊt/
setto put / placeoutaway from the inside / outwards
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — عازم شدن

عازم شدنشروع کردن

سفر یا یک مسیر عملی را آغاز کردن.

To begin a journey or a course of action.

«آنها صبح زود برای پیاده‌روی خود حرکت کردند.»

They set out early in the morning for their hike.

«ما برای رسیدن به اهدافمان شروع کردیم.»

We set out to achieve our goals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
departحرکت کردن

رسمی. ترک کردن، به ویژه برای شروع سفر. 'حرکت در سفر' صحیح است. رسمی‌تر است و اغلب برای سفر رسمی یا خروج‌های برنامه‌ریزی شده استفاده می‌شود.

Formal. To leave, especially to start a journey. 'Depart on a trip' works. More formal and often used for official travel or scheduled departures.

embarkعازم شدن

رسمی/ادبی. شروع سفر، به ویژه با کشتی یا هواپیما، یا آغاز یک پروژه مهم. 'عازم یک ماجراجویی شدن' صحیح است. حس شروع‌های بزرگتر یا مهم‌تر را منتقل می‌کند.

Formal/Literary. To begin a journey, especially by ship or plane, or to start a significant enterprise. 'Embark on an adventure' works. Carries a sense of grander or more significant beginnings.

متضادها
2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — مرتب کردن

مرتب کردنبه نمایش گذاشتن

چیزی را به ترتیب خاصی چیدن یا به نمایش گذاشتن.

To arrange or display something in a particular order.

«او تمام مواد را قبل از پختن چید.»

She set out all the ingredients before baking.

«فروشنده کالاهای خود را روی میز چید.»

The vendor set out his wares on the table.

تفاوت با واژه‌های مشابه
arrangeچیدن

روزمره. چیدن وسایل به ترتیبی منظم یا دلخواه. 'کتاب‌ها را بچینید' صحیح است. 'Set out' می‌تواند به معنای نمایش عمدی‌تر برای دیدن یا استفاده باشد.

Everyday. To put things in a neat or desired order. 'Arrange the books' works. 'Set out' can imply a more intentional display for viewing or use.

displayنمایش دادن

رایج. چیزی را به طور برجسته نشان دادن. 'آثار هنری را نمایش دهید' صحیح است. 'Display' بر نشان دادن چیزی برای دیدن دیگران تأکید دارد، که اغلب نتیجه 'set out' است.

Common. To show something prominently. 'Display artworks' works. 'Display' emphasizes showing something for others to see, which is often an outcome of setting something out.

متضادها
3phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تشریح کردن

تشریح کردنبیان کردن

یک استدلال، ایده یا طرح را به روشی واضح و دقیق ارائه دادن.

To present an argument, idea, or plan in a clear and detailed way.

«گزارش دلایل تغییر را تشریح می‌کند.»

The report sets out the reasons for the change.

«او طرح خود را برای پروژه جدید بیان کرد.»

He set out his plan for the new project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
presentارائه کردن

روزمره. چیزی را برای بررسی یا نمایش ارائه دادن. 'یک ایده را ارائه دهید' صحیح است. 'Set out' به معنای ارائه ساختاریافته‌تر و سازمان‌یافته‌تر، اغلب به صورت نوشتاری است.

Everyday. To offer something for consideration or display. 'Present an idea' works. 'Set out' implies a more structured and organized presentation, often in writing.

explainتوضیح دادن

روزمره. چیزی را با توصیف جزئی‌تر روشن کردن. 'مفهوم را توضیح دهید' صحیح است. مشابه 'set out' در وضوح، اما 'set out' به معنای اعلام جامع‌تر و رسمی‌تر است.

Everyday. To make something clear by describing it in more detail. 'Explain the concept' works. Similar to 'set out' in clarity, but 'set out' suggests a more comprehensive and formal declaration.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000