در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک ساختار سفت، مو مانند یا موئیمانند در حیوان یا گیاه، به ویژه ساختاری که برای حرکت بیمهرگان فراهم کننده است.
A stiff, hair-like or bristle-like structure in an animal or plant, especially one that provides locomotion for invertebrates.
«کرمهای خاکی از موکها برای حرکت و چنگ زدن استفاده میکنند.»
“Earthworms use setae for movement and gripping.”
«اسپوروفیت خزه یک موک تولید میکند که کپسول را نگه میدارد.»
“The moss sporophyte produces a seta that supports the capsule.”
روزمره. مویی کوتاه و سفت. اغلب با seta قابل تعویض است، به ویژه برای ساختارهای حیوانی. 'موچههای گراز' و 'موکهای کرم' ساختارهای مشابهی را توصیف میکنند.
Everyday. A short, stiff hair. Very often interchangeable with seta, especially for animal structures. 'The hog's bristles' and 'The worm's setae' describe similar structures.
روزمره. یک اصطلاح کلی برای زوائد نازک و نخمانند. میتواند مترادف باشد زمانی که seta به ساختار مو مانند اشاره دارد، اما seta به سفتی بیشتر یا عملکرد بیولوژیکی خاصتر دلالت دارد. 'موی انسان' عمومی است، اما 'موی یک گیاه' ممکن است موک باشد.
Everyday. A general term for slender, threadlike outgrowths. Can be a synonym when seta refers to a hair-like structure, but seta implies more stiffness or specific biological function. 'Human hair' is general, but 'a plant's hairs' might be setae.