setter

set·ter/ˈsɛtər/
setto place or put in position-erone who does
1noun (اسم)commonplural (جمع): setters

اسم — تنظیم کننده

تنظیم کنندهمرتب‌کنندهنصب‌کننده

کسی یا چیزی که چیزی را مرتب یا نصب می‌کند یا تنظیم می‌کند.

A person or thing that sets something, such as arranging or fixing items in place.

«مرتب‌کننده نقاشی‌ها را روی دیوار چید.»

The setter arranged the artwork on the wall.

«او در قرار دادن سنگ‌های قیمتی مهارت دارد.»

She is a skilled setter of gemstones.

2noun (اسم)commonplural (جمع): setters

اسم — سگ شکاری ستر

سگ شکاری سترسگ شکارچی

نژادی از سگ‌های شکاری که عمدتاً برای پیدا کردن پرندگان شکار استفاده می‌شود.

A breed of dog used mainly for hunting by locating game birds.

«سگ ستر به سوی پرنده پنهان شده اشاره کرد.»

The setter dog pointed towards the hidden bird.

«سگ‌های ستر به خاطر توانایی بویایی عالی‌شان شناخته شده‌اند.»

Setters are known for their excellent scenting abilities.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000