shabbily
قید — کهنه
به طرز فرسوده و کهنه؛ بد، در حالتی کهنه یا مخروبه.
In a shabby manner; poorly, in a worn or dilapidated state.
«او برای مراسم رسمی لباسی کهنه و نامناسب پوشیده بود.»
“He was shabbily dressed for the formal event.”
«خانه قدیمی به طرز فرسودهای نگهداری میشد.»
“The old house was shabbily maintained.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. «بد» یک قید عمومی برای انجام کاری به روشی نامطلوب است. «کهنه» به طور خاص به ظاهری فرسوده یا نادیده گرفته شده اشاره دارد، که اغلب حاکی از عدم مراقبت یا منابع است. میتوانید در یک امتحان 'بد' عمل کنید، اما فقط 'کهنه' لباس بپوشید.
Common. 'Poorly' is a general adverb for doing something in an unsatisfactory way. 'Shabbily' specifically refers to a worn or neglected appearance, often implying a lack of care or resources. You can perform 'poorly' on a test, but only dress 'shabbily'.