shagging

shag·ging/ˈʃæɡ.ɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): shaggedpast participle (مفعولی): shagged-ing (حال): shagging3rd (سوم): shags

فعل — رابطه جنسی داشتن

رابطه جنسی داشتن

باشگاه بریتانیایی: رابطه جنسی داشتن

British informal: to have sexual intercourse

«آن‌ها در اتاق پشتی هنگام رابطه جنسی دستگیر شدند.»

They were caught shagging in the back room.

«او درباره داشتن رابطه جنسی با دوست دخترش خودنمایی کرد.»

He bragged about shagging his girlfriend.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000