shaft

/ʃæft/
1noun (اسم)commonplural (جمع): shafts

اسم — میله

میلهشافت

بخش بلند و باریک یک جسم، مثل دسته ابزار یا تنه نیزه.

A long, narrow part of an object, such as the handle of a tool or the body of a spear.

«میله تیر شکست.»

The shaft of the arrow broke.

«او دسته چوب گلف را گرفت.»

He held the golf club by the shaft.

تفاوت با واژه‌های مشابه
poleمیله

مشابه ولی معمولاً بلندتر و باریک‌تر.

Similar but usually longer and thinner.

2noun (اسم)commonplural (جمع): shafts

اسم — شفت

شفتتونل

یک گذرگاه عمودی یا تونل در معادن یا آسانسور.

A vertical passage or tunnel in a mine or elevator.

«کارگران معدن از تونل عمودی بالا رفتند.»

The miners climbed up the shaft.

«آسانسور در شفت بالا و پایین می‌رود.»

The elevator moves through the shaft.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000