adjective (صفت)informal
صفت — بیانصافانه رفتار شده
بیانصافانه رفتار شدهفریب خورده
به طور ناعادلانه برخورد شده یا فریب خورده.
Treated unfairly or cheated.
«احساس کردم شرکت به من ناعادلانه رفتار کرد.»
“I felt shafted by the company’s decision.”
«کارگران در مذاکره قرارداد فریب خوردند.»
“The workers were shafted in the contract negotiation.”
تفاوت با واژههای مشابه
cheated— تقلب شده
رایج. به معنای برخورد ناعادلانه یا فریبخورده، مشابه shafted.
Common. Meaning treated unfairly or deceived, similar to shafted.