shafted

shaft·ed/ʃæftɪd/
shaftlong narrow part or rod-edpast tense or adjective
adjective (صفت)informal

صفت — بی‌انصافانه رفتار شده

بی‌انصافانه رفتار شدهفریب خورده

به طور ناعادلانه برخورد شده یا فریب خورده.

Treated unfairly or cheated.

«احساس کردم شرکت به من ناعادلانه رفتار کرد.»

I felt shafted by the company’s decision.

«کارگران در مذاکره قرارداد فریب خوردند.»

The workers were shafted in the contract negotiation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cheatedتقلب شده

رایج. به معنای برخورد ناعادلانه یا فریب‌خورده، مشابه shafted.

Common. Meaning treated unfairly or deceived, similar to shafted.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000