shape up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ʃeɪp ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — خود را اصلاح کردن

خود را اصلاح کردنبهتر شدن

رفتار، کار یا وضعیت جسمی خود را بهتر کردن.

To improve one's behavior, work, or physical condition.

«باید پیش از امتحان خودت را جمع‌وجور کنی.»

You need to shape up before the exam.

«او بعد از پیوستن به تیم بهتر شد.»

He shaped up after joining the team.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — در حال شکل گرفتن بودن

در حال شکل گرفتن بودنپیش رفتن

به شکلی پیش رفتن که نتیجه یا وضعیتی مشخص در حال شکل گرفتن باشد.

To develop or appear likely to have a particular result.

«به نظر می‌رسد برنامه دارد موفق از کار درمی‌آید.»

The event is shaping up to be a success.

«اوضاع این هفته خوب پیش می‌رود.»

Things are shaping up nicely this week.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000