shaping

shap·ing/ˈʃeɪpɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — شکل‌دهی

شکل‌دهیقالب‌سازی

عمل یا فرایند دادن شکل یا قالب به چیزی.

The act or process of giving form or shape to something.

«شکل‌دهی به گل رس نیاز به مهارت و صبر دارد.»

Shaping the clay requires skill and patience.

«شکل دادن به سیاست چند ماه طول کشید.»

The shaping of the policy took several months.

تفاوت با واژه‌های مشابه
formingشکل دادن

رایج. هم‌معنی بر تأکید بر فرایند ایجاد شکل.

Common. Synonym emphasizing the process of creating shape.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000