shaper
اسم — شکلدهنده
فرد یا چیزی که به چیزی شکل میدهد یا آن را فرم میدهد.
A person or thing that shapes or forms something.
«او شکلدهنده افکار عمومی بود.»
“He was a shaper of public opinion.”
«شکلدهنده تخته موجسواری با دقت تخته جدید را ساخت.»
“The surfboard shaper carefully crafted the new board.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. «شکلدهنده» اصطلاحی کلیتر برای چیزی است که شکل میدهد یا قالب میزند، و اغلب برای ابزارها یا قطعاتی که شکلی ایجاد میکنند استفاده میشود. «شکلدهنده» اغلب نقش فعالتر یا تأثیرگذارتری را به ویژه در بافتهای انتزاعی مانند «شکلدهنده افکار عمومی» ایفا میکند. یک «قالب» ممکن است یک قالب ثابت باشد، اما یک «شکلدهنده» یک عامل فعال است.
Formal. 'Former' is a more general term for something that forms or molds, often used for tools or components that create a shape. 'Shaper' often implies a more active or influential role, especially in abstract contexts like 'a shaper of public opinion'. A 'former' might be a static mold, but a 'shaper' is an active agent.
روزمره. «قالب» به شیئی اشاره دارد که مادهای مایع یا انعطافپذیر در آن ریخته میشود تا شکل خاصی به خود بگیرد. در حالی که یک قالب شکل *ایجاد میکند*، معمولاً یک ابزار غیرفعال است. «شکلدهنده» میتواند فردی باشد که فعالانه کار میکند یا یک ماشین. از «قالب کیک» استفاده میشود، اما یک «شکلدهنده فلز» روی فلز کار میکند.
Everyday. 'Mold' refers to the object into which a liquid or pliable material is poured to set into a particular shape. While a mold *creates* a shape, it is typically a passive tool. A 'shaper' can be a person actively working or a machine. A 'cake mold' is used, but a 'metal shaper' works the metal.
اسم — ماشین فرز
ماشین ابزاری که برای تولید سطوح صاف، شیارها یا شکافها با حرکت دادن یک ابزار برش به جلو و عقب روی قطعه کار استفاده میشود.
A machine tool used for producing flat surfaces, grooves, or slots by moving a cutting tool back and forth across a workpiece.
«ماشین فرز قطعه فلزی را با دقت برش داد.»
“The shaper machine accurately cut the metal part.”
«او یاد گرفت چگونه با رنده در کارگاه کار کند.»
“He learned to operate a shaper in the workshop.”