shearing
اسم — پشمچینی
فرایند بریدن پشم گوسفند یا حیوان دیگر.
The process of cutting off the wool from a sheep or other animal.
«پشمچینی گوسفندان یک رویداد سالانه در مزرعه است.»
“Sheep shearing is an annual event on the farm.”
«فرآیند پشمچینی به کارگران ماهر نیاز دارد.»
“The shearing process requires skilled workers.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به بریدن با قیچی یا ماشین اصلاح اشاره دارد که اغلب برای مو یا پرچین است. 'کوتاه کردن مو' کاربرد دارد. 'کوتاه کردن پرچین' کاربرد دارد. گستردهتر از 'shearing' است که به طور خاص به برداشتن پشم از یک حیوان اشاره دارد.
Everyday. Refers to cutting with clippers or shears, often for hair or hedges. 'Hair clipping' works. 'Hedge clipping' works. Broader than 'shearing' which specifically implies wool removal from an animal.
اسم — برش
نوعی تنش که در آن نیروهای مخالف به صورت موازی بر یک ماده عمل میکنند و باعث تغییر شکل یا شکستن آن میشوند.
A type of stress in which opposing forces act parallel to each other across a material, causing it to deform or break.
«طراحی پل باید در برابر نیروهای برشی بالا مقاومت کند.»
“The bridge design must withstand high shearing forces.”
«تنش برشی میتواند منجر به خستگی ماده شود.»
“Shearing stress can lead to material fatigue.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاح عمومی برای جدا کردن چیزی به قطعات با یک ابزار تیز. 'برش فلز' کاربرد دارد. 'برش کاغذ' کاربرد دارد. 'Shearing' به طور خاص به نوعی تنش مکانیکی اشاره دارد نه عمل برش.
Everyday. General term for separating something into parts with a sharp tool. 'Metal cutting' works. 'Paper cutting' works. 'Shearing' specifically refers to a type of mechanical stress rather than the act of cutting itself.