shoplift
فعل — دزدی از مغازه کردن
کالاها را از یک مغازه با پنهان کردن آنها در حین تظاهر به مشتری بودن، سرقت کردن.
To steal goods from a shop by concealing them while pretending to be a customer.
«او در حال تلاش برای دزدی گردنبند از مغازه دستگیر شد.»
“She was caught trying to shoplift a necklace.”
«بسیاری از فروشگاهها برای جلوگیری از دزدی از مغازه، امنیت را افزایش دادهاند.»
“Many stores have increased security to prevent shoplifting.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. 'استیل' اصطلاح عمومی برای برداشتن چیزی بدون اجازه است. 'شاپلیفت' نوع خاصی از دزدی از مغازه است. شما میتوانید ماشینی را بدزدید، اما نمیتوانید ماشینی را 'شاپلیفت' کنید.
Everyday. 'Steal' is the general term for taking something without permission. 'Shoplift' is a specific type of stealing from a store. You can steal a car, but you can't shoplift a car.
متضادها
اسم — دزدی از مغازه
عمل دزدی کالا از یک مغازه.
An act of stealing goods from a shop.
«او پس از اینکه دوربینهای امنیتی نشان دادند اجناسی را برمیدارد، به دزدی از مغازه متهم شد.»
“He was charged with shoplift after security footage showed him taking items.”
«این فروشگاه در برابر دزدی از مغازه سیاست تحمل صفر دارد.»
“The store has a zero-tolerance policy against shoplift.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. 'تفت' اصطلاح حقوقی عمومی برای دزدی است. 'شاپلیفت' نوع خاصی از سرقت است. 'تفت' گستردهتر است، 'شاپلیفت' مکان و روش را مشخص میکند.
Formal. 'Theft' is the general legal term for stealing. 'Shoplift' is a specific type of theft. 'Theft' is broader, 'shoplift' specifies the location and method.