shortchanging
فعل — کم فروشی کردن
عمل کمتر پول پس دادن به کسی که باید بیشتر بگیرد یا به طور کلی، با کسی ناعادلانه رفتار کردن و کمتر از حقش به او دادن.
The act of giving someone less money than they are owed when making change, or more generally, treating someone unfairly by giving them less than they deserve.
«صندوقدار متهم به کمفروشی به مشتریان شد.»
“The cashier was accused of shortchanging customers.”
«با قبول کردن کمتر از ارزشتان، به خودتان کملطفی نکنید.»
“Don't shortchange yourself by accepting less than you're worth.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/حقوقی. به معنای فریب عمدی و اغلب مجرمانه برای سود مالی است، معمولا در مقیاس بزرگتر از 'shortchanging'. مثال: 'او سرمایه گذاران را از میلیون ها دلار کلاهبرداری میکرد' درست است، اما 'او با یک دلار از من کلاهبرداری میکرد' کمتر رایج است.
Formal/legal. Implies a deliberate and often criminal deception for financial gain, usually on a larger scale than 'shortchanging'. 'He was swindling investors out of millions' works, 'She was swindling me by a dollar' is less common.
روزمره. اصطلاح گسترده برای رفتار ناصادقانه برای به دست آوردن مزیت. میتواند برای پول، امتحانات، بازیها و غیره به کار رود. 'او در مالیاتش تقلب میکرد' درست است و 'او 50 سنت از من کلاهبرداری میکرد' نیز درست است.
Everyday. Broad term for acting dishonestly to gain an advantage. Can apply to money, exams, games, etc. 'He was cheating on his taxes' works, but 'He was cheating me by 50 cents' also works.