shorted

short·ed/ʃɔːrtɪd/
verb (فعل)informalpast (گذشته): shortedpast participle (مفعولی): shorted-ing (حال): shorting3rd (سوم): shorts

فعل — کم آوردن مالی

کم آوردن مالیکوتاه آمدن

از نظر مالی کم آوردن یا کمتر داشتن از مقدار بدهی؛ اغلب در زمینه‌های غیررسمی مالی به کار می‌رود.

Failed financially due to having less money or assets than owed; often used in informal financial contexts.

«شرکت ماه گذشته پرداخت‌های خود را کم انجام داد.»

The company shorted on its payments last month.

«او سرمایه‌گذارانش را کم داد و اعتماد را از دست داد.»

He shorted his investors and lost trust.

تفاوت با واژه‌های مشابه
underfundedکم‌بود بودجه

رسمی. به معنای کمبود بودجه است.

Formal. Means having insufficient funds.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000